تبليغاتX
روابط عمومی
 اطلاعیه مهم 2
دوستان خوب  با سلام و احترام

 

به استحضار می رساند : امروز مورخ ۳۰/۳/۸۸ 

امتحان جهانی شدن در روابط عمومی از

سوی دانشگاه  لغو و برگزار نمی گردد .

|+| نوشته شده توسط صالحی در شنبه سی ام خرداد 1388  |
 اطلاعیه مهم
با سلام و احترام خدمت دوستان خوبم

به استحضار می رساند : طی تماس تلفنی با دانشگاه  و پیرو

دستور  مسئولین محترم دانشگاه  -

 امروز مورخ ۲۷/۳/۸۸ کلیه امتحانات لغو و

 

دانشگاه تعطیل می باشد .

|+| نوشته شده توسط صالحی در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388  |
 بسم ا... الرحمن الرحیم . انا اعطیناک الکوثر...

فرخنده میلاد با سعادت و پربرکت بانوی اسلام . کوثر ولایت  .

                     حضرت زهرا ( س ) و روز زن  مبارک باد

 

|+| نوشته شده توسط صالحی در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388  |
 تشکر و قدردانی
دوستان :

 

امید است این  ترم را نیز با موفقیت به پایان برسانید.

برازنده است در این فضای کوچک مجازی از زحمات

 سرکار خانم گلچهره - خانم دهنوی - خانم فولادی و خانم ظهیر

که درگردآوری جزوات درسی مارا یاری نمودند

 تشکر و قدردانی بنماییم.

|+| نوشته شده توسط والی زاده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388  |
 اطلاعیه

 

تیم ساماندهی و انتشار جزوات ترم سوم روابط عمومی موارد ذیل رابه استحضار داشجویان عزیزمی رساند .

۱-همواره وبلاگ را مورد رصد قرار دهند تا آخرین اطلاعات را دریافت نمایند.

۲-گروه مزبور مسئولیت تمام تمام جزوات ارایه شده را ندارد و صرفا آن را مکمل تدریس اساتید می داند.

۳- بهترین کمک دانشجویان بررسی جزوات ارایه شده و اعلام نظر خود در بخش درج نظرات وبلاگ است.

۴- با توجه به محدودیت های اخیر اینترنتی به محض باز شدن وبلاگ درس جزوات را در رایانه شخصی خود ثبت و ضبط نمایید .

۵- هر درس در وبلاگ خاص خود در بخش پیوندها (سمت چپ وبلگ روابط عمومی قسمت پایین)قرار گرفته است.

6- در بخش ادامه مطلب آخرین خبر درج جزوات مطلع شوید این بخش هر روز به روز می شود . بنابر این روزانه یا حتی ساعت به ساعت به بخش ادامه مطلب اطلاعیه مراجعه نمائید.

 

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط دارائی در جمعه بیست و دوم خرداد 1388  |
 به بهانه انتخابات
 

- اگر روزی خشایاری مزن آتش به قصر روم

                   که در قنداقهء آیندگان اسکندری هم هست !

 

- خدایا چنان کن سرانجام کار

                         تو خشنود باشی و ما رستگار

|+| نوشته شده توسط والی زاده در جمعه بیست و دوم خرداد 1388  |
 خبر فوری

به همت دوستان سرکار خانم والی زاده و جناب آقای آراسته لغات کلیدی برای امتحان زبان تخصصی و همچنین موارد مورد نیازمطالعه درس روابط عمومی و جهانی شدن و جزوه کامل درس مربوطه در وبلاگ های مورد نظر قرار گرفته است.

توجه: گروه ارایه کننده مسئولیتی در قبال مطالب ندارند و دانشجویان عزیز تسهیلات ارایه شده را مکمل دریافت خود از دروس استادان محترم بدانند.

|+| نوشته شده توسط دارائی در یکشنبه هفدهم خرداد 1388  |
 تاریخچه مناظره رادیو تلویزیونی در ایران و جهان

تاریخچه مناظره رادیو تلویزیونی در ایران و جهان

|+| نوشته شده توسط دارائی در شنبه شانزدهم خرداد 1388  |
 عظمت انسان
اگر تو برای خدا قیام کنی تمام عوالم خلقت دلیل راه تو هستند.

چون کمال آنها در فنای در تو می باشد.

آنها میخواهند آنچه را در فطرت دارند تحویل دهند تا به کمال واقعی

برسند و اگر انسان برای خدا قیام کند همه عوالم‌‌‌ وجود سر راه او صف

می کشند تا آنچه در خود دارند به او عرضه کنند و راهنمای او باشند."

  از شیخ رجبعلی خیاط

می بینید عظمت و مقام و زیبایی انسان را!؟

 

ای دل اگر آن عارض دلجو بينی       

ذرات جهان را همه نيکو بينی

در آينه کم نگر که خود بين نشوی     

خود آينه شو تا همگی او بينی

ابو سعيد ابوالخير 

|+| نوشته شده توسط صالحی در یکشنبه دهم خرداد 1388  |
 سلام بر همه خوبان

با عرض پوزش از تاخیر در خدمت و با عرض تشکر از همه شما خوبان به لطف خدا

امکانات فنی وبلاگ تمامی دروس ترم سوم مهیا شد

 و

 انشالله بزودی به همت شما جزوه دروس در وبلاگ ها قرارخواهد گرفت

از همه شما بزرگواران که همراهی را در این ترم تمام کردید

به سهم خود سپاسگزارم

 

|+| نوشته شده توسط دارائی در شنبه نهم خرداد 1388  |
 به نام خداوند بخشنده مهربان
                   بسم الله الرحمن الرحیم

شیخ انصاری میگوید:

" بسم الله الرحمن الرحیم

شنیدن بسم الله موجب هیبت است و هیبت متضّمن فنا

و غیبت است.

شیندن رحمن الرحیم موحب حضور  و رحوع است و حضور متضّمن

بقا و تقرّب است.

الله قادر است و قدیم و مستوجب قدمت!

 و رحمن است و قاهر

و عظیم است وسزاوار عظمت!

و رحیم است و غافر و حلیم است

و سزاوار فضیلت و کرامت!

ای خدای بزرگ ای خدای بخشندهء مهربان!

نه با قرب تو اندوه است و نه با یاد تو غم!"

 

چشمی که تو را دید, شد از درد معافا

جانی که تو را یافت, شد از مرگ مسلّم

  

|+| نوشته شده توسط صالحی در شنبه نهم خرداد 1388  |
 صد کلمه
 يك:

آن كه خود را نشناخت چگونه ديگري را میشناسد؟!

دو:

آن كه از صحيفة نفس خود آگاهي ندارد، از كدام كتاب

و رساله طرفي مي بندد؟!

سه

آن كه گوهر ذات خود را تباه كرده است، چه بهر ه هاي

از زندگي برده است؟!

چهار:

آن كه خود را فراموش كرده است، از ياد چه چيز

خرسند است؟!

پنج

آن كه مي پندارد كاري برتر از خودشناسي و خداشناسي

است، چيست؟!

شش:  

آنكه در صقع ذات خود با تمثّ لات ملكي همدم و

هم سخن نباشد، بايد با چه اشباح وخيالات هم دهن باشد؟!

هفت:

آن كه خود را براي هميشه درست نساخت،

پس به چه كاري پرداخت؟!

از کتاب صد کلمه در معرفت نفس

اثر علامه حسن زاده آملی

باهم مهربان باشیم!

 

|+| نوشته شده توسط صالحی در شنبه نهم خرداد 1388  |
 السلام علیک ایتها الصدیقه الشهیده
 سر فصل کتاب آفرینش زهراست     روح ادب و کمال و بینش زهراست

روزی که گشایند در باغ بهشت           مسئول گزینش و پذیرش زهراست

السلام علیک یا فاطمه الزهرا

شهادت حضرت صدیقه طاهره  بانوی دو عالم  حضرت فاطمه زهرا (س)

                              بر شیعیان جهان تسلیت باد .

|+| نوشته شده توسط صالحی در چهارشنبه ششم خرداد 1388  |
 لغات زبان انگلیسی پایان ترم
قسمت دوم و پایانی لغات مورد نظر را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط والی زاده در شنبه دوم خرداد 1388  |
 لغات زبان انگلیسی پایان ترم

ضمن تشکر از زحمات جناب آقای آراسته


 قسمت اول لغات مورد نظر را در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید.
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط والی زاده در شنبه دوم خرداد 1388  |
 مغایرت های زمان ما

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر

 

مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم

 

متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر

 

بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم

 

چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم

 

زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان

 

ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر

 

بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم

 

ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم

 

فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را

 

بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام  می رسانیم

 

عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر

 

کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم

 

اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی

 

فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده

 

بدین دلیل است که پیشنهاد می کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است

 

در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید

زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید

 

زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است

 

از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید

 

عباراتی مانند "یکی از این روزها" و "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم "یکی از این روزها" بنویسیم همین امروز بنویسیم

 

بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که می تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید

 

هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه باشد

 

اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید این پیغام را برای کسانیکه دوستشان  دارید بگویید، و به خودتان می گویید که "یکی از این روزها" آنرا خواهم گفت ، فقط فکر کنید ... "یکی از این روزها" ممکن است شما اینجا نباشید که آنرا بگویید!

 

|+| نوشته شده توسط والی زاده در جمعه یکم خرداد 1388  |
 دوچرخه سواری با خدا!!!!
من در ابتدا خداوند را یك ناظر ؛ مانند یك رئیس یا یك قاضی میدانستم كه دنبال شناسائی خطاها ئی است كه من انجام داده ام و بدین طریق خداوند میداند وقتی كه من مردم ؛ شایسته بهشت هستم و یا مستحق جهنم .

وقتی قدرت فهم من بیشتر شد؛ به نظرم رسید كه گویا زندگی تقریبا مانند دوچرخه سواری با یك دوچرخه دو نفره است و دریافتم كه خدا در صندلی عقب در پا زدن به من كمك میكند.
نمیدانم چه زمانی بود كه خدا به من پیشنهاد داد جایمان را عوض كنیم؛ از آن موقع زندگی ام بسیار فرق كرد؛ زندگی ام با نیروی افزوده شده او خیلی بهتر شد؛ وقتی كنترل زندگی دست من بود من راه را می دانستم و تقریبا برایم خسته كننده بود ولی تكراری و قابل پیش بینی و معمولا فاصله ها را از كوتاهترین مسیر می رفتم.
ا
ما وقتی خدا هدایت زندگی مرا در دست گرفت؛ او بلد بود از میانبرهای هیجان انگیز و از بالای كوهها و از میان صخره ها و با سرعت بسیار زیاد حركت كند و به من پیوسته می گفت : « تو فقط پا بزن ».
من نگران و مظطرب بودم پرسیدم « مرا به كجا می بری ؟ » او فقط خندید و جواب نداد و من كم كم به او اطمینان كردم !
وقتی می گفتم : « میترسم » . او به عقب بر میگشت و دستانم را می گرفت و من آرام می شدم .
او مرا نزد مردمی میبرد و آنها نیاز مرا بصورت هدیه میدادند و این سفر ما، یعنی من وخدا ادامه داشت تا از آن مردم دور شدیم .
خدا گفت : هدیه را به كسانی دیگر بده و آنها بار اضافی سفر زندگی است و وزنشان خیلی زیاد است؛ بنابراین من بار دیگر هدیهها را به مردمانی دیگر بخشیدم و فهمیدم « دریافت هدیه ها بخاطر بخشیدن های قبلی من بوده است » و با این وجود بار ما در سفر سبك تر است .
من در ابتدا در كنترل زندگی ام به خدا اعتماد نكردم؛ فكر میكردم او زندگی ام را متلاشی میكند؛ اما او اسرار دوچرخه سواری « زندگی » را به من نشان داد و خدا میدانست چگونه از راههای باریك مرا رد كند و از جاهای پر از سنگلاخ به جاهای تمیز ببرد و برای عبور از معبرهای ترسناك پرواز كند.
ومن دارم یاد می گیرم كه ساكت باشم و در عجیب ترین جاها فقط پا بزنم و من دارم ازدیدن مناظر و برخورد نسیم خنك به صورتم در كنار همراه دائمی خود « خدا » لذت میبرم و من هر وقتی نمیتوانم از موانع بگذرم؛ او فقط لبخند میزند و می گوید : « پابزن »

نام نویسنده و منبع مطلب 

غذای روح - مارك ویكتور هانس و جك كنفیلد

|+| نوشته شده توسط والی زاده در جمعه یکم خرداد 1388  |
 
 
بالا