تبليغاتX
روابط عمومی
 بررسي دلايل چند همسري

خدا یکی یار دوتا          دل یکی دلدار سه تا!

آیا به امتحانش می ارزه؟

    يه بنده خدايي يه زن و سه تا بچه قد و نيم قد داره. اين آدم خالص، خادم و عاشق خانه و خانواده، در روابط اجتماعي و خدمت به اهل و عيالش زبانزد خاص و عام بود. توي فاميل و دوست و آشنا هركسي به مشكلي برميخورد، دست به دامن حسين‌آقا ميشد. هرجايي ميخواستن مثالي از قوام و استحكام خانواده بزنن، ناخودآگاه به ياد كانون گرم حسين آقا مي‌افتاديم.

    هفته قبل اين خونواده محترم طي يه مسافرت تابستانه به خارجه رفتند. نميدونم چطور شد كه ديروز يهو پرده‌ها كنار رفتن و يه خانوم بچه بغل! سرزده پيدا شد كه با ادعاي همسري عقدي دوم حسين آقا باعث ريختن كرك و پر تمام فاميل و آشناها شد. اول كار، باور اين امر واسه همه ناممكن بود و پس از تماسهاي پي در پي با عوامل و صاحبان و مالكان دلدادگي!، صحت موضوع به تاييد مقامات عالي‌رتبه رسيد.! كه عنقريب جنگي تمام عيار در پيش روي ماست و بقه ماجرا ... (خدا به خيرش كنه)

    با توجه به جميع جهات، اين اتفاق از نظر شرع مقدس مضموم نيست ولي نگاه عرف نسبت به مسئله زياد جالب نيست. دلايل مختلف و متفاوت و زيادي ميشه واسه تمايل آقايون به تعدد زوجات رو بررسي كرد كه از حوصله و وقت اين صفحه بيرونه ولي چندتا شونو كه به نظرم ميتونه مهمتر از بقيه باشه رو ذيلاً مينويسم.

1 ـ عدم توجه خانوم خونه به سر و وضع ظاهري خودش در ارتباطات عشقولانه با آقا !

2 ـ بي‌دقتي و بي‌توجهي خانم نسبت به رفتارهاي مشكوك (ديراومدن و زود رفتنا و ...)

3 ـ ازدواجهاي تحميلي

4 ـ اوضاع نامناسب اجتماع و راحت شدن روابط بين زن و مرد و زياده خواهي و ... آقايون

5 ـ بهبود اوضاع اقتصادي خانواده (دوتا شدن شلوار آقا !)

6ـ از بين رفتن و شكسته شدن حرمتها در كانون خانواده

7 ـ ...

به نظر شما دليل اين رفتار اجتماعي (به شكل شرعي و غير شرعي) چي ميتونه باشه؟

....................................

نتيجه‌گيري اخلاقي:

آدم فقط ميتونه به سلامت دامن خودش قسم بخوره!

....................................

يه دعا:

خدا يا به آبروي خوباي عالم، آبروي ما رو حفظ كن

|+| نوشته شده توسط قدیمی در سه شنبه بیستم مرداد 1388  |
 تبریک شعبانیه

 اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ

وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ  وَفی کُلِّ ساعَةٍ

وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى

تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً 

مهدی جان 

                           اگر از منتظرانت بودیم

                                چون دیده نرگس نگرانت بودیم

                                         با اینهمه روسیاهی و سنگدلی

                                                ایکاش که از همسفرانت بودیم  

    آقاجون، از بچگی بهمون گفتن که وقتی بیای همه جا ستاره بارون میشه، آدما با هم مهربون میشن، عدالت جهانگستر میشه، دیگه کسی به کسی ظلم نمیکنه، همه قلبها عاشق میشن، دیگه کسی رو تو خیابونا کتک نمیزنن! و همه این اتفاقای خوب به کمک 313 تا از خوبای عالم محیا میشه و ...

در نقطه مقابل اون یه جاهای دیگه ای هم میگن که خیلیا رو میکشی و از خون اونا نهرهای رنگینی راه میوفته و ...

به نظر من دومی نمیتونه صحت داشته باشه، آخه کسی که اینقده مهربون باشه مگه میتونه دست به چنین کارایی بزنه؟

شاید از خوبیای تو همه بدها یه جورای دیگه ای عوض میشن. نمیدونم.

آقاجون، داریم خسته میشم، پس کی میایی؟

عید ولادت حضرت صاحب الزمان (عج) رو خدمت تمام دوستان و عزیزانم تبریک عرض میکنم.

|+| نوشته شده توسط قدیمی در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388  |
 بررسی دلایل تاخیر در اعلام نمرات ـ طنز

    باتوجه به اینکه امتحانات پایان ترم به سلامتی و با اندکی افت و خیر سیاسی ـ اجتماعی! برگزار شد، بعضی از اساتید محترم بلافاصله نمرات را اعلام که در محل ذی ربط نیز درج شد. ولی متاسفانه هنوز جای برخی از نمرات در سایت خالی است که این امر وجود نگرانی در دل اصحاب ارتباطات و رسانه را دوچندان کرده است که ذیلا به برخی از احتمالات اشاره میکنم.

  1. وجود تقلبی بس وسیع! در برگزاری امتحانات که خود میتواند عاملی اصلی در اعلام نتایج آن باشد.
  2. قطع و وصل مکرر برق منطقه ای که (هیچ ربطی به مسائل سیاسی ندارد) مسئولین محترم امور رایانه ای را کلافه و سردرگم کرده است.
  3. حضور مجدد و مزبوحانه آقای میربشری (سرایدار قبلی) که باعث ایجاد شکاف و دودستگی بین اعضای شورای نگهبانی! دانشکده گشته است.
  4. ضعف شدید عملکرد کمیته صیانت از امتحانات و ریز نمرات به سرکردگی آقای داورزنی.
  5. اساتید محترم بدلیل اعتراض به نحوه شمارش آراء انتخابات اخیر در تصحیح اوراق و اعلام نمرات تعللی تعمدی میکنند.
  6. مجریان محترم مرکز فرهنگ و هنر در مرخصی تابستانه بسر میبرند.
  7. سرکار خانمها عبدلی و بابایی بدلیل مشغله فراوان در امورات منزل و حواشی خیابان ولیعصر! به درد انگشتان و مفاصل مبتلا گشته اند و درنتیجه قادر به تایپ ریز نمرات نیستند.

    ضمن آرزوی سلامتی و طول عمر برای مسببین تسریع و تاخیر در روند اعلام نتایج، به امید اینکه سایر نمرات نیز بزودی بر روی سایت نقش ببندد و ما را از هاله های نگرانی رهایی بخشد به انتظار نشسته ایم. چنانچه شما نیز موضوعی قابل بررسی دارید ظرف پنج ساعت آینده اعلام کنید تا فقط ده درصد! موارد مورد مداقه و بازنگری قرار بگیرد.

|+| نوشته شده توسط قدیمی در یکشنبه چهارم مرداد 1388  |
 یاد استاد

در ترمهای گذشته از مدرسین خوب دانشگاهمون عزیزی داشتیم بنام استاد نجفی حفظهم الله که الحق و الانصاف تسلط ایشون به درس مربوطه مثال زدنی بود که بنا به دلایلی (برای ما نیز درهاله‌ای ازابهام ماند) ترک اولی نمودند.

با توجه به نوشته چند روز پیش از ایشون در وبلاگ با عنوان (یک روز زندگی) متوجه شدیم که هنوزما را فراموش نکرده‌اند. این رباعی زیر رو که فاقد هرگونه وزن و قافیه و قیافه! است رو برای ایشون نوشتم.

از زمــانی که حضورت رنگ بـــاخت

درس تـــاریخ از وجــودم نیز تـــاخت

من نگویم نامرادیهای دوران را ولی

هــر کسی را بهر کــاری ســاختند!

سلامتی ایشون + سایر اساتید آرزوی ماست

|+| نوشته شده توسط قدیمی در شنبه دوازدهم بهمن 1387  |
 شعر انتقادي ـ اجتماعي

يكي از كارهاي خوب استاد نجفي اينه كه قبل از شروع درس، چند بيت شعر كه معمولاً رنگ و بوي انتقادي ـ اجتماعي داره رو واسه بچه‌‌ها ميخونه كه الحق والانصاف به دل هم ميشينه، اگه ياد عزيزان باشه، شعر زير در يكي از كلاسهاي پاياني ترم قبل توسط استاد قرائت شد. البته هر چه گشتم شاعر اونو پيدا نكردم.

نــدانـم کجــا ديـدهام ايــن روايــــت
و يا از کـه بشـنيـدهام ايــن حکايـت
يکـي از بـزرگــان اصحـــــاب يـثــرب ...



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط قدیمی در شنبه بیستم مهر 1387  |
 عيدانه

ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست

عاشقي شيوه رندان بلاكش باشد

رمضان، چه زيبا در محفلمان آشيان كرده بودي و چه مهربان با دل ما خو گرفته بودي و چه آهسته و لطيف بر ما وزيدي و جانمان را در نرماي مهرباني‌هايت نوازيدي و اينك چه سوزمندانه از ميان ما مي‌گذري و نسيم عبورت از ساز وجودمان ناله بر‌مي‌انگيزد و بر دلمان شراره مي‌ريزد.

آنروز كه به استقبالت آمديم و در آسمانها جستجويت كرديم و يافتيم، نهال افقت را در دلمان كاشتيم و امشب به اميد رويت ماه شوال بر بامهاي دلمان چشم انتظار نشستيم و عيد فطر را به يكديگر تبريك گفتيم.

اي خداي رمضان! با گذشتن اين ماه تو نيز از گناهان ما درگذر، امشب كه زيور رمضان را از اندام زمين و زمان بر‌ميگيري، از تن ما نيز جامه ناموزون گناه و عصيان را برافكن.   آمین

|+| نوشته شده توسط قدیمی در چهارشنبه دهم مهر 1387  |
 به بهانه ايام سوگواري حضرت علي(ع)

ای تمام عشق و عدالت، ای علی

گفته بودند که تو میزان اعمال هستی، گفته بودند که گل بوته‌های عدالت در دستان تو به مساوات شکفته می‌شوند، گفته بودند و شنیده‌ام که اعتدال روش و منش توست. ای تمام عشق و عدالت! ای علی!

علی جان! باور من از تو آنگاه آسمانی‌تر شد و رنگ و بوی ملکوتی به خود گرفت که داستان عقیل، برادرت را در خواهشی برای تقسیم ناعادلانه بیت‌المال شنیدم و خواندم. آنگاه بر فرزندت زینب کبری(س) خروشیدی برای آنکه از قاسم بیت‌المال گردنبندی به امانت گرفته بود.

ای میزان و معنی عدالت، ای شهید عدالت که خون فرق مبارکت در راه عدل و احقاق حقوق مسلمین محراب عبادتت را گلگون کرد. ای علی! ای حجت خدا که دوران خلافت مبارکت معنای جامعه‌‌ای عاری از زیاده خواهی طبقه حاکم بود. ای علی که حامی ضعیفان بودی و تیغ کشیدی بر مقابل ظالمان و زیاده خواهان. ای تجسم معنی «الجار ثم الدار». ای عدالت مجسم. ما را و حاکمان ما را مستدام بدار در راه عدالت علوی.

برگرفته از «نجوای شبانه»

حدیث از حضرت امیر(ع)

دوست خود را به حد اعتدال دوست بدار، شاید روزی دشمن تو گردد و دشمن خود را بدون زیاده روی دشمن دار که شاید روزی دوست تو گردد.

دعا:

خداوندا دوستانی دارم که شایسته احترامند و یادشان مایه آرامش، آنان در میان خلق مایه خیرند و دارنده پاکترین خصوصیات. خداوندا آنان و خانواده هایشان را در این ماه اکرام کن و بر صفات نیکشان بیفزای و سلامتشان بدار. آمین

|+| نوشته شده توسط قدیمی در شنبه سی ام شهریور 1387  |
 استمداد طلبی!
سلام

کسی میتونه به این سوال جواب بده

چرا مرکز نمرات رو بصورت تمام و کمال اعلام نمیکنه؟

آخه خسته شدیم بسکه صدای آقای داورزنی رو شنیدیم!!

|+| نوشته شده توسط قدیمی در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387  |
 به بهانه حلول ماه مبارک رمضان

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، ماه میهمانی حضرت حق را به تمامی عزیزان ارتباطی! تبریک عرض میکنم. امیدوارم که بتوانیم از فیوضات این ماه پربرکت، حض و بهره کافی را برده و دعا گوی یکدیگر باشیم.

 

پ ن:

1_ آقای داریی عزیز، هدیه نازنین خداوند رو به شما و خانواده محترم تبریک عرض میکنم. امیدوارم به اتفاق اهل و عیال در صحت و سلامت بسر ببرید.

2_ به رسم ادب از زحمات همکلاسیهای عزیز و گرامی بخصوص (mr speaker) جعفرلوی رؤف هم قدردانی مینمایم.

|+| نوشته شده توسط قدیمی در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387  |
 تحقیق مربوط به خانم پروانه صادقی (قابل توجه جناب آقای استاد نجفی)

بسم الله الرحمن الرحیم

       اوضاع سیاسی جامعه ایرانی در دورهٔ خلفای راشدین

      روند فتح ایران توسط اعراب مسلمان

    سؤال ها

  ـ آيا مرزهاي سرزميني ايران قبل از( ظهور اسلام) هـم توسط اعـراب تهديد مي شد؟

 ـ نحـوه جنگيدن اعـراب با ايـرانـيـان در مقايسه با سايرين چه تفاوتي داشت؟

 ـ چـرا در منطقه خراسـان اغلب فتوحات مسلمانان صـلح آمیز بود!؟

 تحقیق مربوط به پروانه صادقی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط قدیمی در یکشنبه سوم شهریور 1387  |
 به بهانه ولادت حضرت حجت(عج)

«السلام عليك يا اباصالح المهدي(عج)»

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ٬تبر بدوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که دلشکسته ایم و خسته ایم نه!

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی!

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام...

دوباره صبح٬ ظهر٬ نه! غروب شد نیامدی

|+| نوشته شده توسط قدیمی در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387  |
 برنامه امتحانات پایان ترم اول

«به نام خدا»

 

تــوجــه ـ تــوجــه

بدينوسيله به اطلاع دوستان و همكلاسان عزيز ميرسانم در برنامه امتحاني ارائه شده در تابلو اعلانات و در تخته سفيد كلاس، ساعات شروع كليه امتحات راس ساعت 18 (شش بعد از ظهر) و فقط درس متون اسلامي ساعت 16 (چهار بعد از ظهر) ذكر شده بود ولي در برنامه ارائه شده بر روي كارت (برگه) ورود به جلسه امتحان، درس «تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامي» نيز به ساعت چهار بعد از ظهر تغيير زمان يافته است. صحت موضوع را نيز با واحد رايانه دانشگاه (آقاي خدامي) چك كردم. برنامه نهايي به قرار زير ميباشد. اميد است كه اين برنامه تا پايان آزمون دستخوش تغيير واقع نگردد!

 

تاريخ

روز

ساعت

نام درس

مدرس

21/5/87

دوشنبه

30/19 ــ 18

روش تحقيق

استاد امين

23/5/87

چهارشنبه

30/19 ــ 18

نظريه هاي جامعه شناسي

استاد اكبريان

30/5/87

چهارشنبه

شانزده

تاریخ  و تمدن اسلامی

استاد نجفي

2/6/87

شنبه

30/19 ــ 18

كاربرد آمار در علوم

استاد لاري

4/6/87

دوشنبه

30/19 ــ 18

اصول علم سياست

استاد فانيان

6/6/87

چهارشنبه

30/19 ــ 18

نظريه هاي ارتباط جمعي

استاد نفيسي

9/6/87

شنبه

شانزده

متون اسلامی

استاد مدرسي

 

موفقيت همه عزيزان در اين امتحانات آرزوي منه

|+| نوشته شده توسط قدیمی در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387  |
 جزوه كامل نظريه‌هاي جامعه‌شناسي

به نام خدا

به اطلاع همكلاسياي عزيز ميرسونم جزوه حاضر توسط يكي از عزيزان همكلاسي تهيه شده كه براشون آرزوي موفقيت و سلامتي دارم، هر چند تا وقوع حادثه! امتحان فقط دو روز مونده ولي از اونجايي كه استاد عزيز حاج آقا اكبريان مهربونه و شما عزيزان هم از بهره هوشي بالایی برخوردار هستين، قطعاً از اين آزمون هم سربلند بيرون خواهيد اومد. انشاءالله. 

جزوه كامل نظريه‌هاي جامعه‌شناسي

 

نام استاد: جناب آقاي اكبريان

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط قدیمی در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387  |
 شعر نیمه نو!

زندگی اجباریست، زندگی باید کرد!

شاید آنروز که سهراب نوشت:

تا شقایش هست، زندگی باید کرد...

خبری از دل پردرد گل یاس نداشت

باید اینطور نوشت:

هرگلی هم باشی، چه شقایق چه گل پیچک و یاس

زندگی اجباریست!

زندگی همچو فراریست ولی بی فرجام!

در درون حلقه ای کوچک و تنگ، به مثال «بایکوت»

زندگی در گرو خاطره هاست!

خاطره در گرو فاصله هاست!

فاصله تلخ ترین خاطره هاست!

با اندکی دخل و تصرف!

|+| نوشته شده توسط قدیمی در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387  |
 کشف الدجا به جماله
    به نام خدا                 

                   

        

                           عید مبعث بر عاشقان مبارکباد ....

|+| نوشته شده توسط قدیمی در سه شنبه هشتم مرداد 1387  |
 تجربیات یک سوسک (داستان)

نور کمی‌ از روزنه‌ای کوچک به داخل انبار خاک گرفته می‌‌تابید. در گوشه‌ای سرد و نمناک سوسک پیر روزهای آخر عمر خود را سپری می‌‌کرد. او با دیدن سوسک جوان خاطرات گذشته خودش را به یاد آورد و با لبخندی در رویاهای شیرین سالهای قبل غوطه‌ور شد.

                         

 سوسک جوان در سوراخ سنبه‌های انباری بدنبال غذا می‌گشت. به سوسک پیر نزدیک شد و با دیدن او که بخاطر عمر زیاد رنگش قهوه‌ای سوخته شده بود ایستاد و تکه نان خشکی که پیدا کرده بود به طرف او گرفت و گفت: کمی‌ نان بخور تا جان بگیری.(بقيه ش در ادامه مطلبه)


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط قدیمی در شنبه پنجم مرداد 1387  |
 هان اي مدعيان علوي!!

من نگویم غم خویش

قصه ماتم خویش

من كه خود مدعي پيروي راه توام

غم خود با كه بگويم؟

 

ياد دارم كه پدر ميفرمود:

چاه صندوقچه اسرار تو بود

من نگه میدارم
غم خویش همچو نفس
درقفس

به اميدي كه بيايد يارم

 

سینه ام چون نگری
از فشار غم و اندوه و الم
تیره و تار شده ست
من نگویم غم خویش
قصه غربت خويش

 

من به امید طلوع خورشید
تا سحر می مانم
که بیاید یارم
تا گشاید گره از بغض فرو بسته من

با نسيم خنك و گرم سلام

قفل تنهايي بي جان مرا باز كند

با شميم آبي روح بلند

فصل سبز عشق را

در خزان غم من بنشاند

تا سحر می مانم
که بیاید یارم

|+| نوشته شده توسط قدیمی در چهارشنبه دوم مرداد 1387  |
 

بنام آنکه محبت را آفرید تا ما مهربان باشیم

سلام

اون روزی که آقایان دارایی و جعفرلو تاریخ تولد بچه ها رو یادداشت میکردن با خودم گفتم میخوان چیکار؟

امروز که وارد وبلاگ شدم و اسمم رو دیدم یهو شکه شدم

آدم وقتی که میبینه کسانی دیگه بیادشن حس غریبی بهش دست میده

من الآن یه خورده ذوق زده شدم. این شکلی ام

یه دعا میکنم و واسه همه آرزوی خوشبختی و سلامتی دارم

خداوندا!

دوستانی دارم که شایسته احترامند

و یادشان مایه آرامش

آنان در میان خلق معدن خیرند و

دارنده پاکترین خصوصیات انسانی

خداوندا آنان را در این ماه اکرام کن

و بر صفات نیکشان بیفزای

و سلامتشان بدار

                                              آمین یا رب العالمین

|+| نوشته شده توسط قدیمی در شنبه بیست و نهم تیر 1387  |
 نوشته‌اي طنز به بهانه نزديك شدن فصل امتحانات پايان ترم در باب تقلب!

گویند: «تقلب»(1) مفهومی‌است بس ثقیل(2) و قريب كه كمتر كسي با آن غريب است، به گونه‌ای که شاعر مي‌فرماید:

تقلب توانگر کند مرد را.... بپا تا يهو آب ندي بند را


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط قدیمی در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387  |
 به بهانه عروج مظلومانه حسن فرازنده فارغ التحصل رشته روابط عمومی مرکز فرهنگ و هنر 1

برايش از خداوند متعال طلب مغفرت كنيم

يــاران چــه غــريبــانه رفتند از اين خـانه

هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط قدیمی در یکشنبه نهم تیر 1387  |
 دستاوردهاي منفي كشورگشائي‌هاي خلفاي سه گانه (تحقیق مربوط به درس تاریخ اسلام)

                     دستاوردهاي منفي كشورگشائي‌هاي خلفاي سه گانه

در گردآوری این مجموعه سعی کرده ام به منظور تنویر افکار عمومی به سوالات زیر پاسخ بدهم.

ـ کشور گشایی خلفای سه گانه چه پیامدهایی برای اسلام داشته است؟

 ـ فتوحات فاتحان چه تاثیراتی بر آنها و بر مغلوب شدگان داشت؟

ـ چرا حضرت علي(ع) حتي در زمان خلافت خود، قدمي در جهت فتوحات گسترده بلاد اسلامي برنداشت؟

ـ بیشترین فتوحات سرزمین پارس در زمان کدام خلیفه شکل گرفت؟

ـ چرا در تاريخ دقيق بسياري از فتوحات مسلمانان اختلاف نظر وجود دارد؟

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط قدیمی در یکشنبه نهم تیر 1387  |
 مصاحبه با جناب آقای دکتر خاتمی

به منظور آشنايي بيشتر عزيزان دانشجو با «مركز فرهنگ و هنر شماره (1) دانشگاه جامع علمي ـ‌ كاربردي»، پيشينه، وضعيت فعلي، سياستهاي آينده و...،  مصاحبه‌اي با رئيس محترم مركز جناب آقاي دكتر احمد خاتميانجام داده‌ام كه توجه شما را به مشروح آن در «ادامه مطلب» جلب مي‌نمايم.

                                  

 

    


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط قدیمی در شنبه یکم تیر 1387  |
 به بهانه نزدیک شدن روز مادر

دستم بگرفت و پابپا برد                     تا شیوه راه رفتن آموخت

وقتي گروه نجات، زن جوان چيني را زير آوار پيدا كردند او مرده بود اما امداد رسانان زير نور چراغ قوه، چيز عجيبي ديدند.

(بقیه در ادامه مطلب)


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط قدیمی در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387  |
 آموزش زبان انگلیسی

«بسم الله الرحمن الرحیم»

سلام

در حین وبگردی در سایتهای مختلف به مطلبی در خصوص آموزش زبان انگلیسی با عنوان «قواعد جمع بستن اسم» برخوردم .

با توجه به اینکه همه عزیزان همکلاسی را مشتاق به یادگیری زبان انگلیسی دیدم. به همین مناسبت مطلب مزبور را برای استفاده عزیزان در ادامه مطلب می آورم. چنانچه استاد معزز هم ایراد یا توضیحی در این خصوص داشته باشند تشکر میکنم.

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط قدیمی در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387  |
 و پیامی در راه
روزی
خواهم آمد، و پیامی خواهم آورد.
در رگ‌ها، نور خواهم ریخت.
و صدا خواهم در داد:                   «ای سبدهاتان پر خواب
                                              سیب                                     
                                              آوردم، سیب سرخ خورشید»

خواهم آمد، گل یاسی به گدا خواهم داد.
زن زیبای جذامی را، گوشواری دیگر خواهم بخشید.
کور را خواهم گفتم: چه تماشا دارد باغ!
دوره گردی خواهم شد، کوچه ها را خواهم گشت،
جار خواهم زد: «آی شبنم، شبنم، شبنم.»
رهگذاری خواهد گفت: «راستی را، شب تاریکی است،
                                       کهکشانی خواهم دادش.»
روی پل دخترکی بی‌پاست،
دب اکبر را بر گردن او خواهم آویخت،
هر چه دشنام، از لب خواهم برچید.
هر چه دیوار، از جا خواهم برکند.
رهزنان را خواهم گفت: کاروانی آمد، بارش لبخند!
ابر را، پاره خواهم کرد.
من گره خواهم زد، چشمان را با خورشید،
دل‌ها را با عشق، سایه ها را با آب، شاخه ها را با باد.
و به هم خواهم پیوست، خواب کودک را با زمزمه زنجره‌ها.
بادبادک‌ها به هوا خواهم برد.
گلدان‌ها، آب خواهم داد.
خواهم آمد، پیش اسبان، گاوان،
علف سبز نوازش خواهم ریخت.
مادیانی تشنه، سطل شبنم را خواهم آورد.
خر فرتوتی در راه، من مگس هایش را خواهم زد.
خواهم آمد سر هر دیواری، میخکی خواهم کاشت.
پای هر پنجره ای، شعری خواهم خواند.
هر کلاغی را کاجی خواهم داد.
مار را خواهم گفت: «چه شکوهی دارد غوک!»
آشتی خواهم داد.
آشنا خواهم کرد. راه خواهم رفت.
نور خواهم خورد.
دوست خواهم داشت.                           
زنده یاد سهراب سپهری 

.........................................................
میگن که دوست داشتن دل میخواد نه دلیل
میتونیم همه رو از ته دل دوست داشته باشیم بدون دلیل!

|+| نوشته شده توسط قدیمی در جمعه دهم خرداد 1387  |
 
 
بالا