کاری که من کردم این
بود که وانمود کردم که دیواری جلوی من است
و گفتم هدف من رد شدن از این دیوار است.
ابتدا تصور میکردم به قدری قوی هستم که خود را به دیوار میکوبم
، آن را خراب میکنم
و از آن عبور میکنم. آن قدر که فکر میکردم
قوی نبودم. بعد تلاش کردم
از روی دیوار بپرم. باز هم نشد. پس از
آن شروع کردم به بالا رفتن از
دیوار. در همین زمان کسی میرسد
و میگوید: آیا من میتوانم به آن طرف
دیوار بروم؟ با
لبخند تمسخرآمیزی میگویم: اگر میتوانی. آن شخص دستگیرهای
را میچرخاند، در را باز میکند و از دیوار میگذرد )
بسیار ممکن است
که راه اشتباهی را برای حل مساله انتخاب کنید
و مدتها طول بکشد تا متوجه
اشتباه خود بشوید.
|
+| نوشته شده توسط
راشدی در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387
|